توصیف کنم جالب است انگار میخواهم تازه متولد شوم
خوابیدن انقدر برایم لذت بخش نبوده.دیگر ساعتم را روی
ساعت مشخصی کوک.نکردم میخواهم چشمانم را خودم
با صدای مادرم یا برادرم یا پدرم و یا...باز کنم.حس غریبی است
تموم میشود ان احساس تعهد و تحمل همه چی ؛البته توی این
مدت خوب یاد گرفتم چطور باید رفتار کرد باید هرلحظه به عاقبت
کارهایت فکر کنی خدا را شکر میکنم چه فردا باشم و چه نباشم
ممنونم به خاطر این ارامش به خاطر این انسانیت به خاطر تمرین
خوبی و مهم تر از همه خوب موندن تحت هر شرایط .
خدا خییلییی دوست دارم نمیدونم چطوری باید بگم چیکار باید
بکنم فقط خودت از درون پذ اشوب من خبر داری.
ممنون به خاطر دادن این دوست خدایا اگرچه چیزهایی را
از من گرفتی و من خیلی ناراحت شدم و هیچی نگفتم اما
در دلم همش میپرسیدم خدا نمیشه در عوض یه چیزی به من
بدی و خدایا شما با تموم عظمت و قدرت بهحرفای من گوش
میدادی و چیز های و ادم های باارزش زیادی را وارد زندگی من
کردی .شب خوش به امید تولدی دیگر برای بلکه بهتر شدن.
برچسب:
نویسنده: دانیال کریمی