خرید بک لینک

ماهِ تابانِ شب های بی ستاره

نکند لحظه ای ناراحتی ات را ببینم

من به فدایِ تو

تو خوب باشی جهانم خوب است

کوثر عاشقانه و عاجزانه میگویم که بد دلم هوایِ دیدنت را کرده

بیتابانه اغوشم از سرما در هم پیچیده

گونه ام را چندی است در قفسی محبوس کرده ای و کلید را با

خود برده ای.

ای جان من عشق پیوند میدهد

جان را

قلب را

حال خوب را

حال بد را

همه چیز را

من به داشتنت میبالم به دنیا بنگر چقدر تهی شده است

از مهربانی و عشق و خوشبختی

من تورا دارم تورا

تو من را داری

ما یکدیگر را داریم و خدایمان ناخدای کشتی زندگیمان است

خداوند انقدرررر مهربان است که در ذهن نمیگنجد

دردت به جان من

به چیزهای خوب فکر کن بنویس

بخند و گریه کن

رها کن خودت را

پرواز کن

پرواز کن

کوثر دوستت دارم

امیدوارم امشب بیای در اغوشم بیارامی

شب بخیر.

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 8:30

صفحه بندی