در دنیای رنگین خیالم همیشه بهترین هارو
واسه خودم چیدم و میچینم میروم به یک
سفرهرروز با اینکه مدت اون بیشتر ازنیم ساعت
در روز نیست اما با پرواز کردن در رویاهایم بهترین
و عزیزترین کسانم رادر ان در انجا ملاقات میکنم
تجسم چهره ها سخته بهترین در خیالاتم چیز مبهمی است
خودم را هر روز پس از تحمل سختی ها و نامردی ها
روزگار در خیالم رها میکنم با دیدن عزیزانم چیزهای زیادی
را یادمیگیرم صبر را عشق را خوب بودن را و هرروز درانجا
همه چیزرا فراموش میکنم و همه را میبخشم
مدت ها بود به این افراد کسی اضافه نشده بود تا اینکه
دوستی را پیداکردم که پس از شناختن ان حسرت خوردم که
چرا این فرد درخیالاتم نبوده
بله این فرد به این افراد اضافه شد بهترینش را سعی کردم در
خاطراتم مجسم کنم و هرروز وقتی مرا اذیت میکرد یا
از دستش دلخور میشدم به ان درخیالم فکر میکردم و لبخند میزدم
اری خدایا ممنون به خاطر این دوستان مهربون
که عشق و محبتشون رو بی منت بهت ابراز میکنند.